معمولان در عطش ،مسئولان در سکوت
معمولان در عطش ،مسئولان در سکوت
شهری که گرمای نفس‌گیرش هر روز مردم را به چالش می‌کشد، تشنگی دیگر فقط یک مشکل خدماتی نیست نشانه‌ای آشکار از بی‌تدبیری...

یادداشت رضا عصمتی / افق لرستان،در شهری که گرمای نفس‌گیرش هر روز مردم را به چالش می‌کشد، تشنگی دیگر فقط یک مشکل خدماتی نیست نشانه‌ای آشکار از بی‌تدبیری، تعلل و فرسایش اعتماد عمومی است. معمولان، این شهرستان نوپا، سال‌هاست با معضل کم‌آبی و قطعی‌های مکرر آب دست‌وپنجه نرم می‌کند؛ اما آنچه بیش از خودِ بحران آزاردهنده است، سکوت سنگین متولیانی است که باید پاسخ‌گو باشند.

امروز دیگر نمی‌توان کمبود آب در معمولان را به کمبود منابع یا شرایط اقلیمی نسبت داد. بر اساس اطلاعات موجود و گفته‌های شهروندان، چاه سوم تأمین آب آماده بهره‌برداری است؛ اما همچنان از مدار خارج مانده و مردم را در انتظار گذاشته است. پرسش ساده اما تعیین‌کننده این است اگر زیرساخت فراهم است، چرا آب به خانه‌های مردم نمی‌رسد؟ چه مانعی بر سر راه بهره‌برداری از ظرفیتی است که می‌تواند بخش مهمی از این بحران را مهار کند؟

وقتی چاهی با دبی حدود ۴۰ لیتر بر ثانیه آماده شده و می‌تواند به مخزن آب شرب متصل شود تا فشار از دوش مردم برداشته شود، دیگر هیچ توجیهی برای این تعلل پذیرفتنی نیست. اگر این ظرفیت وجود دارد اما فعال نمی‌شود، مسئله از کمبود امکانات فراتر رفته و به ضعف در مدیریت، نبود هماهنگی، یا بی‌اعتنایی به حقوق ابتدایی شهروندان گره خورده است. و مردم، نباید هزینه این ناهماهنگی‌ها را بپردازند.

روایت شهروندان از برخی محله‌ها تکان‌دهنده است قطعی‌های ۱۸ ساعته آب در گرمای طاقت‌فرسای منطقه، یعنی زندگی روزمره مردم به مرز فرسودگی رسیده است. آبی که باید مایه حیات باشد، به دغدغه‌ای دائمی و اضطرابی شبانه‌روزی تبدیل شده بحرانی که دیگر نمی‌توان آن را صرفاً یک اختلال فنی دانست. وقتی آب، این ابتدایی‌ترین حق انسانی، به‌صورت نامنظم و ناعادلانه توزیع می‌شود، ما با یک بحران مدیریتی و انسانی مواجه‌ایم، نه صرفاً یک نقص در شبکه.

این روزها که فصل کار، کشاورزی و باغداری است، مردم معمولان پس از تحمل گرمای سوزان و کار سخت روزانه، انتظار دارند به خانه‌ای بازگردند که حداقلِ آرامش را داشته باشد. اما واقعیت تلخ این است که بسیاری از خانواده‌ها پس از یک روز طاقت‌فرسا، دوباره با همان سؤال همیشگی روبه‌رو می‌شوند: آیا امروز آب هست یا نه؟ این پرسش برای شهری که باید به سمت توسعه حرکت کند، نشانه‌ای از عقب‌ماندگی در تصمیم‌گیری و فرسودگی در پاسخ‌گویی است.

متولیان امر باید بدانند که مردم معمولان، مردمانی فراموش‌شده یا بی‌صدا نیستند این‌ها همان کسانی‌اند که در سخت‌ترین روزهای کشور، در صحنه‌های دفاع، وفاداری و ایستادگی پیش‌قدم بوده‌اند. بی‌توجهی به نیازهای حیاتی این مردم، فقط یک خطای اجرایی نیست بی‌اعتنایی به شأن اجتماعی، حافظه تاریخی و اعتماد ملی آنان است.

اگر چاه سوم آماده است، اگر امکان اتصال به مخزن وجود دارد، اگر مردم هر روز با قطعی‌های فرساینده دست‌وپنجه نرم می‌کنند، پس تأخیر در راه‌اندازی آن دیگر قابل توجیه نیست. امروز، مسئولان باید به‌جای وعده‌های تکراری و سکوت‌های فرساینده، پاسخ روشن، زمان‌بندی دقیق و اقدام فوری ارائه دهند.

زیرا در شهری که مردمش برای یک لیوان آب این‌چنین می‌جنگند، سکوت مسئولان نه نشانه احتیاط، که علامت بی‌مسئولیتی است.