یادداشت مسعود طولابی / افق لرستان: پسر جوانی پنهانی سیگار میکشد. هر بار که در حضور پدرش قرار میگیرد، سیگار را مخفی میکند، دود را فرو میبرد، و با شرم به چشمان پدر نگاه میکند. پدر شاید بداند، شاید هم نه. اما همین شرم، همین پنهانکاری، نشان میدهد که هنوز چیزی به نام ارزش در ذهن پسر وجود دارد. هنوز مرزی هست که نباید شکسته شود…!!!
اما روزی میرسد که پدر، پسر را در حال سیگار کشیدن میبیند و سکوت میکند. روزی دیگر، پسر در حضور پدر سیگار را روشن میکند. کمکم، نه پدر چیزی میگوید، نه پسر خجالت میکشد. سیگار کشیدن تبدیل میشود به یک رفتار عادی، بیهیچ شرم، بیهیچ مرز. اینجاست که ارزشها میمیرند. نه با فریاد، بلکه با سکوت…!!!
این مثال، تصویری کوچک از یک واقعیت بزرگ در جامعه امروز است.
سالهاست که خبر اختلاسهای میلیاردی از رسانههای رسمی و غیررسمی منتشر میشود. اعداد و ارقام سرسامآور، نامهایی که روزی در سایه بودند و حالا در صدر اخبارند. اما آنچه بیش از خود اختلاسها دردناک است، واکنش جامعه است: سکوت، بیتفاوتی، و در نهایت، عادیسازی.
وقتی رسانهها با آب و تاب خبر اختلاس را اعلام میکنند، اما هیچ فردی به سزای عملش نمیرسد، جامعه یاد میگیرد که این جرمها، بخشی از زندگی روزمرهاند. مثل همان سیگار کشیدن پسر در حضور پدر. دیگر کسی خجالت نمیکشد، کسی اعتراض نمیکند، و کسی مجازات نمیشود.
این روند، کرامت انسانی را زیر پا میگذارد.حقوق مردم، که باید مقدس باشد، تبدیل میشود به بازیچهای در دست صاحبان قدرت. وقتی اختلاسگر نه تنها مجازات نمیشود، بلکه گاه به مقام بالاتری میرسد، پیام واضحی به جامعه داده میشود:
خطا کن، اگر قدرت داری، مصون هستی.و اینجاست که خطر اصلی آغاز میشود.جامعهای که به خطا عادت کند، دیگر توان تشخیص درست از نادرست را ندارد. نسل جدید، با دیدن این بیعدالتیها، یاد میگیرد که ارزشها فقط شعارند. عدالت، فقط واژهای در کتاب قانون است. و این، آغاز فروپاشی اخلاقی یک ملت است…!!!
در چنین فضایی، فساد نه تنها ناپسند نیست، بلکه گاه به عنوان هوشمندی و زرنگی تلقی میشود. اختلاسگر، نه مجرم، بلکه موفق معرفی میشود. و اینجاست که مرزهای اخلاقی فرو میریزند؛ نه با خشونت، بلکه با بیتفاوتی…!!!
رسانهها نیز در این میان نقش دوگانهای دارند. از یک سو، افشای فساد میتواند گامی در جهت شفافسازی باشد. اما از سوی دیگر، وقتی افشاگریها بدون پیگیری قضایی، بدون مجازات، و بدون اصلاح ساختارها انجام میشود، نتیجهای جز عادیسازی ندارد. مردم با شنیدن مکرر این اخبار، دچار نوعی بیحسی اخلاقی میشوند. دیگر هیچ عددی شوکهشان نمیکند، هیچ نامی خشمشان را برنمیانگیزد.
ما باید دوباره شرم را زنده کنیم…!!! باید کاری کنیم که خطا، دوباره خطا باشد. نه با فریاد، بلکه با آگاهی. با تربیت، با مطالبهگری، با ایستادن در برابر عادیسازی فساد.
تا زمانی که جامعه در برابر اختلاس سکوت کند، اختلاسگران جسورتر میشوند. اما اگر مردم، حتی با یک نگاه، با یک جمله، با یک اعتراض کوچک، نشان دهند که هنوز ارزشها زندهاند، امیدی هست.
بیایید دوباره مرزها را رسم کنیم..!!!بیایید دوباره به پسر یاد بدهیم که سیگار کشیدن در حضور پدر، شرم دارد. و به جامعه یاد بدهیم که اختلاس، جنایت است. نه یک خبر روزمره.


































